سيد محمد كمره اى
157
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
است و الا فاسد . غرضت همين است و آن مجلس بينش نتيجه نبرد و حالا نمايندگان مختلط تفتيش مشغول تبادل افكار كه كميته را انتخاب نمايند . حالا اگر ما كار نكنيم ، كميته آنها را به پنج حوزه هم باشد داير و انتخاب . گفتم كار بكنيد . بعد من تنها پايين آمده مغازه رضوان رفته چايى خوبى كه آثار كسالت در خود مىديدم خورده و تلگراف متعلق به فرخى را به آقاى اكبر آقا داده كه به او بدهد . بعد گفتم حالت كسالت دارم . اگر فردا منزل معتصم الملك صبح نيامدم به واسطه كسالت است . بعد ساعت دو از شب بيرون آمده ، درب حجره خلخالى احمد را برداشته ، درب خانه پرسيدم نيامده بود ، سپردم كه فردا صبح خواهم آنجا آمد . بعد به خانه آمده ، شام آبگوشت ، اما من بالنسبة به اوقات ديگر كمتر خورده ، چون سرم جزئى درد داشت . زودتر خوابيدم . ترور رئيس تشخيص عايدات سهشنبه يازدهم رجب . - صبح بعد از چايى به منزل مرآت الممالك كه وعده نموده بودم رفته تلگرافات جديد بروجرد را به ايشان ارائه ، صورت جوابهايى كه خودم نوشته و نپسنديده بودم ارائه ، صورتى از ايشان خواسته ، نوشتند و پسنديدم . قرار شد بعد از ظهر به اداره ايشان رفته تلگرافات را خودم به رئيس الوزرا يا به توسط ايشان بفرستم . بعد به خانه حاج امين التجار رفته ، نبودند ؛ وعده دادم كه فردا صبح مىآيم . بعد دو به ظهر مانده بهطرف منزل شاهزاده معتصم الملك رفته نيم ساعتى صحبت ، بعد بيرون آمده در بين راه شنيدم ميرزا مصطفى خان رئيس جديد تشخيص عايدات را جلو كوچه معاون السلطان ، فهيم الممالك نامى نوه دخترى شريف العلماء خراسانى ، صبح كه به اداره مىآمده با موزر كشته و قاتل هم گرفتار شده و ليكن قتل مستند به فلاكت قاتل بود كه ماهى قريب بيست تومان حقوق داشته و خارجش نموده بودند . بعد خانه آمده ، فورا ناهار آبگوشت خورده ، قدرى خوابيدم . بعد چايى خورده ، عبد العلى ميرزا آدم معتمد الدوله آمد و از بىكارى تقاضاى توسط نزد اقبال الدوله يا مشار السلطنه كه در خالصه يا ماليه او را بپذيرند [ نمود ] . من چون با هيچكدام آشنايى نداشته عذر خواستم . صحبت غريبى كرد كه از دبير الملك تقاضاى دخول در كارى نمودم كه پلو و مرغ نباشد اما به قدر دمپخت برسد .